انصراف از مهد کودک
پسرکم متاسفانه نتونستی با مهدکودک و خاله سحرت ارتباط برقرار کنی وقتی میومدی خونه خیلی پریشون بودی احساس ترس و هراس داشتی احساس ناامنی ، همش به من می چسبیدی و حتی اگر چند ثانیه ولت میکردم میزدی زیر گریه ، نمیدونم از چی ترسیده بودی و چی تو ذهنت بود
خلاصه اینکه بعد از 2 روز که تنهایی فرستادمت پشیمون شدم از فرستادنت به مهد و حالا دوباره افتادم دنبال پیدا کردن پرستار کاش زود بزرگ میشدی و از این سن بحرانی در میومدی این هفته خیلی بهم سخت گذشت این پریشون حالیت خیلی روی من تاثیر گذاشته بود و از نظر روحی خیلی ضعیف شدم
خدا رو شکر بعد این 2 روز که رفتی خونه مامان بزرگی دوباره داری عادی میشی اینم از این پروژه که ناموفق بود . حالا دیگه یه سال دیگه صبر میکنم و 2 ساله که شدی میفرستمت مهد
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


انصراف از مهد کودک
